تبار نورانی (تبیین جنبش دانش آموزی)
به قلم حجتالاسلام والمسلمین مشهدی آقايي
واژه جنبش
جنبش، به ضّم اول و کسر سوّم از ترکیب جنب+ش(پسوند اسم مصدر) است، به معنای «حرکت»، «تکان»، «لرزه» و «لرزش». پیوند جنب + ش (جنبش)، حالتی است که از حرکت به دست میآید؛ به عبارت دیگر، میتوان جنبش را نتیجه، محصول و ثمره حرکت دانست.
در کتابهای لغت مثل فرهنگ دهخدا، معین، برهان قاطع و آنندراج واژه جنبش کنار کلمهها و ترکیبهایی مانند جنب و جوش، جنبیدن، جنبش اول، جنبش آباء، جنبشپذیری و… آمده است.
مترادف جنبش در عربی «الحرکه » است که معمولاً در کشورهای عربی این نام آشناست، مثل «حرکه المقاومه الاسلامیه»، «حرکه الجهاد الاسلامی» و «حرکه حزب الله» که به معنای جنبش میآید و Movement معادل انگلیسی آن است.
جنبش را در، دریا میتوان به خوبی دریافت. ما در دریا سه حالت داریم: «موج»، «جنبش» و «جریان». امواج جنبشها را به وجود میآورد و جنبشها جریانها را میسازند. (جزر و مد)
اصطلاح «جنبش»
جنبش در فرهنگ اجتماعی و علوم سیاسی معمولاً، با خود نوعی حرکت هماهنگ و حجمی را همراه دارد. اصولاً هر جنبش، یک حرکت اجتماعی است و به تعبیری، ماهیت هر نوع جنبش «اجتماعی بودن» آن است؛ لذا وصف اجتماعی به نظر نگارنده در معرفی جنبش، قید توضیحی برای آن است، بنابراین «جنبش » یا «جنبش اجتماعی»، «مجموعهای از کنشها و تلاشها از سوی مجموعهای از افراد است که به شکلی کم و بیش پیوسته به سمت هدفی مشخص حرکت میکنند یا به آن گرایش دارند».
وقتی میگوییم «جنبش دانشآموزی» یعنی «مجموعهای از کنشها و تلاشهای مجموعه ای از دانشآموزان به سمت هدفی مشخص به شکل تقریباً پیوسته و هماهنگ»
پیداست که «جنبش دانشآموزی» حرکتی است برخاسته از متن دانشآموزان و تلاشی از میان آنان، با آنان و برای آنان، یا حرکتی که براساس پاسخگویی نیازها و مطالبات واقعی آنان پدید آمده باشد.
جنبش دانشآموزی
اگر ماهیت جنبش دانشآموزی را «اجتماعی» بدانیم، هویت و شاخصه ممیزه آن از دیگر جنبشها مثل جنبش دانشجویی که سیاسی است فرهنگی بودن آن است.
بنابراین جنبش دانشآموزی با عنایت به منابع چهارگانه قدرت که دارای ابعاد سیاسی- اقتصادی- نظامی- فرهنگی میباشد، یک جنبش اجتماعی- فرهنگی است.
عناصر مقوّم (هستی بخش) جنبش دانشآموزی
جنبش دانشآموزی مانند هر حرکت اجتماعی دارای سه عنصر اساسی و مقوّم است که با فقدان هر کدام از این سه، این جنبش قوام و دوام نخواهد یافت:
۱٫ رهبری جنبش
۲٫ هستههای وفادار
۳٫ شبکه ارتباطی رسانا و قوی
نقش رهبری در هر جنبش، ایدهپردازی، زایندگی فکری، شکستن رکود و خمود در هر حرکت، برقراری ارتباط با عموم مردم با طبقات مختلف است. در این سیر، وجود «اتاق فکر» جنبش زیر نظر رهبری حرکت، ضروری است.
هستههای وفادار جمعی از اعضای خودانگیخته، هوشمند، دارای قدرت بصیرت و تحلیل، برخوردار از تعلق تشکیلاتی، دارای فهم عمیق از جنبش دانشآموزی و توانمند در برقراری ارتباط با دیگران برای انتقال مفاهیم، اهداف و راهبردهای جنبش دانشآموزی هستند.
شبکه ارتباطی یعنی نیروهای انسانی و علاقهمند در سطوح وسیعتر که ارتباط، تعامل و گفتگو بین رهبری جنبش و هستههای وفادار را با قشرهای مختلف برقرار میکنند؛ مانند مسئولان انجمنهای اسلامی و هیئتهای مرکزی با استفاده از مطبوعات، رسانهها و…
عناصر مقوّی (تقویت کننده) جنبش دانشآموزی
۱٫ همراهی فکری مخاطبان ویژه (مسئولان کشوری)
۲٫ نشریات، مطبوعات و رسانههای جمعی
۳٫ امکانات مادی(بودجه و…)
پایان
آشنایی با جنبش دانشآموزی
در این بخش به شکلگیری جنبش دانشآموزی از آغاز تا به امروز نگاهی میکنیم و در این باره به برخی سؤالات پاسخ خواهیم داد.
تبار جنبش دانشآموزی
«جنبش دانشآموزی» ترکیبی جدید است، اگر چه ناآشنا نیست. معمولاً، تا به حال، ترکیباتی چون «جنبش دانشجویی»، «کارگری»، «کشاورزان»، «زنان» و… را شنیدهایم، اما «جنبش دانشآموزی» از شهریورماه ۱۳۸۲، به عرصه ادبیات اجتماعی فرهنگی کشورمان وارد شد؛ البته، باید تحقیق کنیم که آیا در کشورهای دیگر نیز از این ترکیب استفاده شده است یا نه؟ جدید بودن این جنبش، با برخورداری از سابقهای روشن و تباری نورانی و پاک منافات ندارد.
حرکتهای ناب دانشآموزی را در قالب انجمنهای اسلامی و حرکتهای دانشآموزی دهه ۱۳۲۰ میتوان یافت؛ نهضت ملی شدن نفت امواجی از حرکتهای دانشآموزی را با خود به همراه داشت، اما خرداد ۱۳۴۲ برای جنبش دانشآموزی یک سرآغاز بود، سرآغازی بینظیر، آنگاه که امام«ره» فرمود: «سربازان من در گهوارههایند» پانزده سال بعد آنگاه که دانشآموزان دبیرستانی، خفقان برآمده از رعب حکومت نظامی و کشتار هفده شهریور را در سیزده آبان ۱۳۵۷ شکستند و عملاً، مدارس را به صحنه خیابانها آوردند، شوری دوباره آفریدند.
از آن پس در اوج انقلاب، در مبارزه با گروهکها و جریانهای لیبرالی، در حضور پرشور جبهههای نبرد و دفاع در عرصههای مبارزه با تهاجم فرهنگی حرکتهای دانشآموزی که عموماً در قالب انجمنهای اسلامی دانشآموزان بود، تأثیر سرنوشتساز دانشآموزان را به رخ میکشد.
حرکت جنبش دانشآموزی بیهرگونه تغییر سختافزاری در مجموعه و فقط با اصلاح و تغییر دیدگاهها، نگاههای منفعل را از داخل به بیرون متوجه و تلاشها را از حرکتهای کوچک داخلی به جریانسازیهای بزرگ کشوری و حتی بینالمللی معطوف کرد.
ب) از جنبه برون تشکیلاتی، به بیان دیدگاههای مهم تربیتی و فرهنگیای پرداخت که سالها مطالبات و نیازهای پنهان دانشآموزان بود، نظیر تعلیم و تربیت دینی، هویت دینی و ملّی، نقد فضای آموزشی، بیان دیدگاههای نوین فرهنگی- اجتماعی- تربیتی- سیاسی که جایگاه اتحادیه را در افکار عمومی و حتی مخاطبان بیرونی ارتقاء داد.
ج) مهمتر از همه، شعارهای «ما میتوانیم»، «فردا از آن ماست.» و «تلاش برای خدمترسانی، مهرورزی و عدالتخواهی» نزدیک است تا نسل سوم را از نسلی مرعوب و بیتوجه به نسلی آرمانخواه و سرنوشتساز معرفی نماید.
مختصات جنبش دانشآموزی
الف) جنبش دانشآموزی از نوع گفتمانی است و موجی برای تغییر منطق، ادبیات و گفتمان نسل جوان محسوب میشود و در مسیر خود از روش گفتگو و تعامل بهره میبرد.
ب) مختصات جنبش دانشآموزی اقتضا میکند که بینیاز از پشتیبانی رسمی و دولتی حرکت میکند و گسترش یابد و خودجوش و از متن پویا و با نشاط جوانانهاش سرچشمه گیرد.
ج) جنبش دانشآموزی با هدف قرار دادن آرمان مهدوی و سهمخواهی از آرمانهای انقلاب و نه فقط از دستاوردهای آن از عمقی بیبدیل برخوردار است.
د) جنبش دانشآموزی دارای قابلیت منحصر به فرد تقویت از داخل تشکیلات و عملیات در خارج تشکیلات است. پایگاه جنبش، مدرسهها، دانشآموزان عضو انجمن اسلامی پرچمداران آن و همه دانشآموزان مخاطبان آن هستند.
هـ) مهمترین خصوصیات آن، قابلیت زیر پوشش قرار دادن کلیه فعالیتهای فرهنگی- اجتماعی شناخته شده با شکل مناسب و قالبی نوین است.
اهداف جنبش دانشآموزی
عمده اهداف جنبش دانشآموزی را در شش هدف میتوان خلاصه کرد:
الف) بازخوانی هویت و تبار انقلابی نسل سوم و مشخص کردن سهم آنان برای نیل به آرمانها
ب) فراخوان توده دانشآموزان به امید، اندیشه، حرکت، خلاقیت و ابتکار در سایه خودباوری و با روحیهای حماسی
ج) مقابله با مظاهر شیطانی یأس، وادادگی، قشری نگری، رخوت و ترس در داخل و خارج کشور
د) آفرینش تربیت مصونساز از طریق هویت بخشی و امید آفرینی
و) نهادینه کردن مشارکت دانشآموزان به صورتی معتدل و با نگاهی تربیتی و مقابله با نگاههای ابزاری
عکسالعملهای مختلف
گروه اول، موافقان همراه و همدل که این حرکت را به فال نیک گرفته و تأیید و همراهی نمودند.
گروه دوم، موافقانی که این حرکت را نابهنگام، زود، بیپشتوانه و خارج از توان و ظرفیت تشکیلات میدانستند.
گروه سوم، مخالفانی که امیدهای مختلف خود را برای در دست گرفتن فضای دانشآموزی کشور و فتح سنگر مدارس پس از دانشگاهها نقش بر آب میدیدند.
این گروه در مرحله اول سکوت معناداری برگزیدند؛ در مرحله دوم تلاش کردند آن را وابسته و حکومتی قلمداد نمایند و در مرحله سوم با راهاندازی حرکتهای خود ساخته مانند جنبش مستقل دانشآموزان ایران به دنبال شبیهسازی بودند که در هر مرحله ناکام ماندند.
به حمد ا… در این مدت، اتحادیه انجمنها اسلامی دانشآموزان توانسته است در حرکت «جنبش دانشآموزی» دستاوردهای مهمی به ارمغان آورد؛ از قبیل:
۱- طرح گفتمان «مهدویت»، «ما میتوانیم»، «فردا از آن ماست».
۲- طرح گفتمان نقد منصفانه و دانشآموزی دستگاه تعلیم و تربیت
۳- طرح گفتمان دفاع از حقوق دانشآموزان
۴- طرح گفتمان ارادت عاشقانه به ولایت فقیه
۵- طرح گفتمان مشارکت معتدل و تربیتی- اجتماعی- سیاسی با جشن تکلیف سیاسی
۶- طرح گفتمان جهان بدون امریکا
۷- طرح گفتمان جهان بدون صهیونیسم
۸- طرح گفتمان چشم انداز بیست ساله ی نظام
۹- طرح گفتمان تحول بنیادین آموزش و پرورش
۱۰ ـ حضور ویژه در پاسداشت بیداری اسلامی
سخن آخر… ما میتوانیم
شاید مقاسیهای اجمالی بین جنبش دانشآموزی و انقلاب اسلامی ما را به توانمندیهای این حرکت آشناتر سازد:
۱- انقلاب با جریان انداختن حرکتی فرهنگی و گفتمانی- در دهه اول- بر پایه مطالبات مردم موفق شد اذهان و افکار عمومی را به سمت خود جلب کند.
جنبس دانشآموزی نیز میتواند با به راه انداختن حرکتی گفتمانی بر پایه مطالبات و نیازهای دانشآموزان افکار عمومی را به خود متوجه کند.
۲- در انقلاب اسلامی بسیاری از فعالیتهای عادی و مرسوم همانند حضور در مساجد، عزاداری، جلسات مطالعاتی، هیئتها و… رنگ و بوی انقلابی میداد.
جنبش دانشآموزی نیز میتواند به بسیاری از فعالیتهای عادی و مرسوم اتحادیه و آموزش و پرورش رنگ و بویی جنبشی دهد.
۳- در انقلاب بیدارسازی و تحریک تودهها را رهبران انجام دادند و ادامه حرکت را به صورت داوطلبانه و خودجوش، مردم پی گیری کردند.
در جنبش دانشآموزی هم وقتی مسئولان انجمنهای اسلامی، دانشآموزان را آماده کردند، ادامه حرکت را دانشآموزان به صورت خودجوش پیگیری خواهند کرد.
۴- انقلاب اسلامی فضای یأس و قالبهای کلیشهای تعریف شده سیاسی- اجتماعی را برهم زد. جنبش نیز میتواند تعریفی تعریفی جدید و بومی را در این مرحله مهم از زمان به ظهور برساند.
خلاصه این که:
جنبش بیش از آنکه اجرایی و عینی باشد، گفتمانی و ادراکی است. برای برافراشتن پرچم جنبش در سراسر کشور بیش از دست و پا، نیازمند مغز، فکر و زبان هستیم.

اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان